بعد از کلی بالا و پایین کردن تمام جوانب و برنامهریزی اولیه برای سفر آسیا که اینجا تعریفش کردم، اولین کار اقدام برای ویزای هند بود. یه زمانی میشد ویزای الکترونیکی هند گرفت، ولی بعد از کرونا فقط ویزای یک ماهه اونم به شکل چسبوندنی توی پاسپورت به ایرانیا میدادن. به سفارت هند زنگ زده بودم و گفته بودن تنها کارگزارشون آژانس ؟؟ بود. از توی سایتشون مدارک رو چک کرده بودم. یه فرم آنلاین هم داشتن که باید پر میکردی و یکی از دوستان تأکید کرده بود خیلی دقیق و درست پرش کنم، چون با یه اشتباه کوچیک مجبورم میکنن دوباره پرش کنم و اگه خودشون بخوان این کارو انجام بدن ۲۰۰هزار تومن ازم میگیرن.
مدارک لازم یک (یا دو) قطعه عکس ۵ در ۵، اصل پاسپورت، کپی کارت ملی و شناسنامه و کل صفحات مهرخورده پاسپورت، بلیط رفت و برگشت و همون فرم آنلاین بود.
یه روز دوشنبه تصمیم گرفتم برم تا اون آژانس، با این فکر که روزش یه جوری وسط هفته باشه که تعطیل نباشه.
آژانس ؟؟ توی جردن بود و من مرکز شهر بودم. راه نسبتا دوری بود و صبح دوشنبه با بیآرتی و بعد هم کلی پیادهروی حدود ۱۰ صبح رسیدم. ورودی ساختمون نگهبان بهم گفت امروز سفارت تعطیله و آژانس کاری نمیکنه، ولی من گوش نکردم و رفتم بالا. دیدم بعله، امروز روز استقلال هنده و سفارت تعطیله! واقعا توی ۳۶۵ روز سال، باید دقیقا این روز رو انتخاب میکردم!
یکی از کارمندها گفت میتونم مدارکت رو چک کنم. همه چی درست بود، یکی دوتا نکته ریز توی فرم بود که باید دوباره پر میکردمش، ولی خوبیش این بود که وقت داشتم بعدا سر فرصت انجامش بدم. بعد هم بهم یه فرم فارسی داد که اونم باید پر میکردم. گفت فردا نیای بهتره، چون بعد از این تعطیلیه و حسابی شلوغه، چهارشنبه بیا. گفت ما از ۹ بازیم. منم گفتم باشه.
چهارشنبه صبح با همه مدارک آمادهام رفتم آژانس. چون هیچ دیدی نداشتم که ممکنه چقدر شلوغ باشه، به جای ۹، حدود ۱۰ رسیدم. دیدم غلغله است و یه نفر گفت اصلا امروز دیگه بهت نمیرسه! بعد هم یه لیست بهم نشون داد و گفت صبح باید خیلی زودتر بیای اسم بنویسی. ساعت چند؟ ۷ صبح! عصبانی اومدم بیرون که چرا همون روز اول دختره توی آژانس نگفت قضیه چه جوریه.
باز پنجشنبه صبح باید برمیگشتم و این بار حتما باید کارم انجام میشد، وگرنه میافتاد به دوشنبه هفته بعدش. رأس هفت خودم رو رسوندم آژانس و با چی مواجه شدم؟ یه لیستی که بنده توش نفر ۱۴ بودم 😐
فهمیدم یه عده که ماشین دارن یا از شهرستان میان، توی ماشینشون میخوابن و اینجا از ۵ صبح دارن اسم مینویسن. خب حالا که اسم نوشته بودم گفتن زودتر از ۹ و ۱۰ برنگردم تا نوبتم بشه. ۷ صبح کجا باید میرفتم؟ همه جا بسته بود! یه سری کار داشتم و باید چندتا ویس میفرستادم، پس رفتم توی یکی از بنبستهای جردن روی یه جدول نشستم و مشغول شدم. تا ساعت ۸ شد و توی نقشه دیدم انگار یه کافه از الان بازه. رفتم داخل کافه، یه کروسان با چایی سفارش دادم و رفتم طبقه بالاش نشستم. اومدم مشغول کار بشم، هر چی گشتم هدفونم رو پیدا نکردم. یادم بودم تا همین چند دقیقه پیش توی کوچه داشتم ازش استفاده میکردم. یکم حرص خوردم ولی گفتم موقعی که برمیگردم تا آژانس میرم دنبالش. ساعت ۹:۳۰ جمع کردم و رفتم آژانس دیدم تازه شماره ۵ رو خوندن. کاردم میزدن خونم درنمیاومد. گفتم برم دنبال هدفون، بعد بیام بشینم به انتظار! مسیری که صبح یپاده رفته بودم رو آروم آروم چک کردم. اول هم ایستگاه اتوبوسی که توش نشسته بودم، اونجا نبود. رفتم داخل بنبست و دیدم بله! کنار جدولی که نشسته بودم افتاده. خب، یکم خوشحال شدم که حداقل هدفونم پیدا شده.
برگشتم توی ساختمون آژانس و روی یه صندلی نشستم. چقدر آدم اومده بودن که برن هند! واقعا باورم نمیشد! اگه قرار بود هر سفارتی که میخواستم برم انقدر شلوغ باشه که بیچاره میشدم! وسط حرفهاشون فهمیدم باید ۱۰۰ دلار هم واسه ویزا بدیم. اینو جایی ننوشته بودن و دوست من که فروردین هند رفته بود، اصلا همچین پولی نداده بود! من خیلی شانسی یه صد دلاری با خودم آورده بودم! یعنی اگه اینم همراهم نبود و باز باید یه روز دیگه میاومدم قشنگ خودمو میزدم!
میدیدم هر کی که اسمش رو میخونن کلی کارش طول میکشه، مخصوصا چون اکثرا یا یکی از فرمها رو پر نکرده بودن یا فرمهاشون مشکل داشت و باید دوباره انجامش میدادن. تازه بعد از دادنِ مدارک، باید یه شماره دیگه میگرفتی واسه انگشتنگاری! یه سری خانواده هم بودن که بچه کوچیک داشتن و یکیشون بچهاش خیلی بیتابی میکرد و رفت به مسئول لیست اسمها گفت آقا ما از شهرستان اومدیم و بچه خیلی اذیت میکنه و آقاهه فرستادش داخل، در حالی که نوبتش خیلی دیرتر بود. منو میگی، داشتم فکر میکردم حالا چون من توی تهران بودم، حق ندارم؟ منی که هر بار حدود یک ساعت و نیم توی راه بودم! هیچی نگفتم، ولی دیدم یه نفر دیگه هم با این حربه کارش رو راه انداخت!
هر لحظه به عصبانیتم اضافه میشد. قضیه این بود که کل کارها فقط از ساعت ۹ تا ۱۱:۳۰ انجام میشد. ساعت ۱۱ شده بود و هنوز نفر ۸ هم نرفته بود داخل. هی با خودم فکر میکردم اگه امروز کارم راه نیفته کلا بیخیال هند میشم. ساعت ۱۱:۳۰ شده بود و داشتم ناامید میشدم که یه آقایی که چندتا شماره جلوتر از من بود گفت برو با مدیر آژانس حرف بزن، شاید کارت رو راه بندازه.
من اول رفتم داخل و به یکی از کارمندها گفتم ببینین من سه بار اومدم تا اینجا، مدارکم هم کامله، فقط یه انگشتنگاری میخوام انجام بدم. کارمنده خیلی بد جوابم رو داد، اومدم بیرون و مدیر آژآنس پرسیدم قضیه چیه. گفتم من از دوشنبه که اومدم، مدارکم رو همکاراتون چک کردن، همه چیم هم آماده است، ولی این سومین باره که دارم میام و هر بار به یه بهونهای کارم انجام نمیشه. رفت با یکی صحبت کرد و بالاخره اسمم رو خوندن و البته انگار اون روز استثنائا داشتن تا دیرتر کار میکردن چون ساعت ۱۲ بود که من رفتم داخل.
مدارکم رو دادم، سر بلیط پرواز، چون رزروم از سایت فارسیِ هواپیمایی ماهان بود، کارمنده گفت باید انگلیسی باشه. سریع توی سایت ماهان آمادهاش کردم ولی وقتی واسش فرستادم یه مشکلی داشت که نمیتونست بازش کنه. گفت عیبی نداره، خودم یه پرواز واست میگیرم (خیلی شانس آوردم، چون اینجا مشکل از کار خودشون بود و این کار برام هزینه نداشت، وگرنه در حالت عادی واسه پرواز فرمالیته ۱۵۰ تومن میگیرن). بعد از تحویل مدارک رفتم حسابکتاب و دیدم به به، به جز اون ۱۰۰ دلار، ۳۵۰ هزار تومن هم باید کارت بکشم. جدا این پولها رو از کجا میگرفتن؟ و قانونی بود که بشه فهمید؟!
خلاصه اون روز تا ساعت ۱ اونجا بودم ولی بالاخره کارم انجام شد. بعد هم گفتن ویزا حاضر بشه زنگ میزنن.
یکشنبه صبح زنگ زدن که ویزا حاضره! و من دوشنبه برای چهارمین بار رفتم به آژانس و ویزای هندم رو گرفتم.
این همه پیچیدگی توی کارم و حتی شلوغی اصلا همیشگی نیست. دوست من که اسفند اقدام کرده بود اصلا به این مشکلات برنخورده بود، ولی خب آدم باید همیشه آماده باشه. ویزای من یک ماهه، با اجازه یک بار ورود و با اعتبار سه ماهه صادر شد.
پینوشت: یه بار بهم گفته بودن برای ویزای هند حتما باید از داخل ایران اقدام کرد چون انگشتنگاری داره. نپال که بودم و گزینههای بعدیم خیلی محدود شد، خیلی بیمقدمه رفتم دنبال ویزای هند و همون روزی که تا مرکز صدور ویزاشون رفتم، مدارک آماده کردم و درخواستم رو ثبت کردم. خوبیش این بود که گفتن ۱۰۰ دلار هزینه رو بعد از صدور ویزا میگیرن. موقع ثبت درخواست حرف خاصی نزدن و اتفاقا خیلی خوشبرخورد بودن، فقط گفتن حدود ۲۱ روز طول میکشه که من مشکلی نداشتم. ولی هر چقدر صبر کردم هیچ خبری شد و بعد از یک ماه هم که شخصا رفتم تا مرکز برای پیگیری، گفتن همچنان پروندهام داخل سفارته و در حال پردازش! این پردازش تا آخرین روزی که نپال بودم (یعنی ۵۰ روز بعد از ثبت درخواست) به نتیجهای نرسید و حتی ریجکت نشدم، ولی به این نتیجه رسیدم که احتمال گرفتنِ ویزای هند خارج از ایران کمه.

